زين الدين محمود واصفى

384

بدايع الوقايع ( فارسى )

خان با جاه و جلال آن زبدهء دين و دول * زبدهء اقبال و دولت عمدهء ملك و ملل « 1 » شاه شيبان ، هادى دنيا ، پناه اهل دين * قبلهء اقبال شاهان ، عمدهء دين مبين هم شه دين و دول ، هم داور ملك و ملل * هم امام اهل دين ، هم صاحب تاج و نگين ناصب اعلام ملت ، ملجأ دين هدى * اعلم ارباب معنى ، هادى راه يقين فاتح ابواب احسان ، صاحب اقليم و جاه * قدوهء اهل جهان « 2 » ، فرمان ده روى زمين داور عالى همم ، شاهى كه بالطبع آمده * كوه حلم و ابر طبع و كان يسار و يم يمين از كف رادى ، فلك جاهى كه مىماند عجب * از نم احسان او دنيى بفردوس برين « * » عالم‌آرائى كه الحق شد جهان آباد از او * شد جهان ز اقبال وى آباد و جانها شاد از او قبلهء روى زمين ، آن پادشاه بىهمال * سايهء حق عز شأنه ، قدوهء ملك كمال مالك ملك امم ، رونق ده اقليم عدل * زبدهء لطف و كرم ، آن معدن برّ و نوال ماحى جور و تعدى ، حامى اهل جهان * درى برج جواد ، آن در عمان جلال

--> ( 1 ) - C : اين بيت را ندارد ( 2 ) - A : زمان ( * ) س 14 : از نم احسان او دنى به فرد و س